۱۴۰۳ پنجم ارديبهشت - 06:56 ق.ظ

پرونده ای در بررسی ماجرای لغو کنسرت هااین نیــز بگــــذرد . . .

این نیــز بگــــذرد . . .

نوای فارس- لیا شیرازی: موسیقی در ایران همواره بیش از این که بر مبنای هنر و قابلیت های یک هنرمند پایه ریزی شود، تحت الشعاع سلایق شخصی افرادی بوده است که یا اکثرا موسیقی را نمی شناسند و یا صرفا با تکیه بر دانسته های خود و اکتفا به نظر دیگران عمل می کنند.

موضوع «لغو کنسرت ها» چندین سالی ست که به یکی از اجزاء موسیقی مبدل شده تا آخرین و شاید موثرترین راه  کسب درآمد اهالی موسیقی نیز بر روی آن ها بسته شود.

از سال گذشته تا به امروز، این موضوع از حد چند کنسرت در شهرستان ها گذشته و به یک خبر هفتگی تبدیل شده و تا به امروز نیز هیچ صورتجلسه و نشست و توضیحی هم در بهبود وضعیت موجود تاثیرگذار نبوده است و این نشان می دهد قدرت کسانی که رویدادهای هنری جامعه را با سلیقه شخصی تغییر می دهند، بیشتر از مسئولین و هنرمندان و مردم است. به طبع، در چنین شرایطی صلاحدیدهای فرهنگی و هنری و دینی، باب مذاق رسانه های بیگانه به سمت مسائل سیاسی سوق می خورند و آنچنان ابعاد آن را با شاخ و برگ و تفسیر بیان می کنند که برای مخاطب باورپذیر جلوه می کند.  

مراحل پیچیده کسب مجوز، تمرین برای بالا بردن توانایی اجرا برای خواننده و دور ماندن از گزند منتقدین منفی نگر، نبود سالن های متعدد مناسب برای برگزاری کنسرت، عدم محل قابل قبول برای تمرین گروه و حضور نوازندگانی که تجربه پرتعداد صحنه ای داشته باشند، نحوه صدابرداری، چگونگی نحوه تبلیغات و دغدغه فروش بلیت و صدها مورد دیگر، نکاتی هستند که تمامی اهالی موسیقی هنگامی که تصمیم به اجرای کنسرت می گیرند با آن ها دست و پنجه نرم می کنند اما از آنجایی که با توجه به عدم وجود قانون کپی رایت در ایران که سبب درآمدزایی می شود، اجرای زنده جزء تنها راه های کسب درآمد خوانندگان محسوب می شود، جدا از اهداف و آمال و آرزوهای شخصی، با وجود تمام مشکلات به سمت آن گام برمی دارند و لغو کنسرت نه تنها سرمایه یک هنرمند را زیر نفوذ خود می گیرد بلکه زمانی که صرف تمرینات شده را نیز به هدر می دهد و تاثیر روحی بدی بر گروه کنسرت گذار و مخاطبینی که برای دیدن یک اجرا برنامه ریزی کرده اند، می گذارد.

موج لغو کنسرت ها در شهرستان ها با سرعت زیادی به پایتخت رسید و در فاصله کم، دو کنسرت مهم (کیهان کلهر و پرواز همای) باز هم بخاطر سلایق شخصی و نه به خواست مسئولین موسیقی و نه گروه اجرا کننده و نه مردم،  آن هم ساعاتی پیش از اجرا لغو شد تا دوباره رسانه ها خبر لغو کنسرت دیگری را تیتر اول اخبار خود کنند.

آن چه در ادامه می خوانید بررسی اتفاقی به نام «لغو کنسرت» از دیدگاه رسانه هاست؛ اتفاقی که از سال 89 به آرامی گریبان موسیقی را به بهانه های مختلف گرفت و از سال گذشته تا به امروز به اوج خود رسیده است.

                                                                   

مسئول صدور مجوز یا لغو کنسرت تنها وزارت ارشاد است

لغو دو کنسرت اخیر تهران که اتفاقا به موسیقی پاپ که ولو با گذشت سال ها، همچنان مخالفان خود را دارد، مربوط نمی شد، تبعات گسترده خبری را به همراه داشت. 

کیهان کلهر که از او به عنوان جهانی ‌ترین مرد موسیقی ایران به علت نامزدی جایزه چهار دوره گرمی آمریکا، نام برده می شود، به دنبال ممانعت اداره اماکن نیروی انتظامی از برگزاری کنسرت مشترک او و گروه بروکلین رایدر اعلام کرد که دیگر در ایران اجرایی نخواهد داشت. او در این باره گفت: «تا زمانی که فرهنگ و هنر ایران گروگان زورگیری و زورآزمایی جناح ‌های سیاسی است و خط مشی مشخصی برای اینگونه فعالیت‌ها تعریف و اجرا نشده، از انجام هرگونه فعالیت در ایران خودداری خواهم کرد».

تنها چند روز از این اتفاق بیشتر نگذشته بود که بار دیگر کنسرت پرواز همای که قرار بود بعد از 8 سال در ایران به روی صحنه برود با ممانعت مسئول قضایی لغو شد تا تمام آن هایی که بلیت تهیه کرده بودند، از دیدن اجرایی در خور تامل ناکام بمانند.

این دو ماجرا و تبعات خبری آن ها هنوز به پایان نرسیده بود که در اقدامی عجیب و دو اطلاع رسانی کاملا متفاوت از هم، کنسرت خرم آباد «سامان جلیلی» با ادعای تصادف گروه و نصب بنری با این متن که «به علت سانحه تصادف گروه سامان جلیلی کنسرت این گروه تا اطلاع ثانوی کنسل می باشد» لغو شد؛ حال آن که پیگیری اصحاب قلم و انتشار سایت موسیقی ما و دیگر رسانه ها درباره این اتفاق چنین بازگو شد که سامان جلیلی و گروه ارکستر اصلا از تهران حرکت نکرده بودند که تصادف کنند و پیش از این، طی تماس هایی به آن ها گفته شده بود که به علت مخالفت نهادهایی بهتر است به سمت خرم آباد حرکت نکنند! چنین اتفاقی این حقیقت را پررنگتر می کند که واقعا کسی که چنین شایعه ای را طراحی کرده و به انجام رسانده است، چه تصویری از درک و هوش مردم دارند که حتی با خود فکر نمی کنند شاید کسی پیگیر تصادف یک گروه شده و اصل ماجرا مشخص شود!!! 

 

این توضیح لازم است که امین عباسیان، رئیس انجمن موسیقی استان لرستان پس از انتشار این خبر توسط رسانه های مختلف، نسبت به صحت و سقم آن واکنش نشان داد و در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی یافته گفت: «آقای رحیمی تهیه کننده کنسرت سامان جلیلی پس از مراجعه به انجمن موسیقی و اخذ مجوز از اداره کل فرهنگ و ارشاد استان لرستان و همچنين اداره امکان، مجوزهاي لازم را براي برگزاري كنسرت طي شب‌هاي 25 و 26 خردادماه در خرم‌آباد اخذ كرده است اما با توجه به این که تهیه کننده قرار بوده 50 درصد از حق‌الزحمه گروه موسیقی را قبل از برگزاري به حساب‌ خواننده و گروه واریز کند ولی وي از انجام این کار امتناع نموده است. اعضاي گروه نيز به علت عدم اطمینان از پرداخت حق‌الزحمه از آمدن به خرم‌آباد سر باز زدند و تهیه کننده هم چون بلیت‌ها به فروش رفته بود، به خاطر اين موضوع از طرف انجمن موسیقی استان مورد مواخذه قرار گرفت كه چرا بدون هماهنگی بنری تحت عنوان «تصادف گروه موسیقی جليلي» در محل برگزاري (سالن بانك صادرات خرم‌آباد) نصب نموده است. شایعه لغو کنسرت از طرف ارشاد و انجمن موسيقي استان کذب است و انجمن موسیقی به عنوان تهیه کننده، در اولین فرصت گروه سامان جلیلی را دوباره به استان لرستان دعوت خواهد کرد».

فرید رحمتی، رییس اداره هنری، سینمای و سمعی بصری ارشاد لرستان نیز طی گفتگو با خبرگزاری فارس لغو این کنسرت را به علت عدم پایبندی تهیه کننده به تعهدات مالی خود عنوان کرد. 

این کنسرت ها و تمامی اجراهایی که به خواست گروه های خاص و اعمال سلایق شخصی در تهران و دیگر شهرها لغو شدند، همه مجوز ارشاد داشتند و طبق همین مجوز، سالن توسط برگزارکننده رزرو و فروش بلیت آغاز شده بود؛ کنسرت هایی که پس از لغو این تفکر را پررنگ تر می کنند که به راستی مجوز وزارتخانه ای که در اساسنامه وظایف آن گزینه «سیاستگذاری برای رشد و اعتلای فرهنگ و هنر ایران» به چشم می خورد، چه اعتباری نزد دیگر نهادها دارد!

رئیس جمهور، حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی در آستانه 24 خرداد که مصادف با دومین سالگرد انتخابات یازدهم ریاست جمهوری بود، در نشست خبری مربوطه در پاسخ به سوال خبرنگار درباره لغو کنسرت به نقل از سایت موسیقی ایرانیان اظهار داشت: «ما در زمینه فرهنگی همانطور که از ابتدا اعلام کردیم، معتقدیم که امور فرهنگی حتی الامکان باید به اصحاب فرهنگ واگذار شود. فضا را باید کاملاً به گونه ای ترسیم کنیم که این فضا هم برای آنهایی که می‌خواهند از کالای فرهنگی استفاده کنند مناسب باشد و هم آنهایی که می‌خواهند کالای فرهنگی را تولید کنند، بتوانند به خوبی تولید کنند. از نظر ما مرجع، قانون است و وقتی یک دستگاهی به عنوان مرجع قانونی برای دادن مجوز تعیین شده است، دخالت دیگران در این امور شایسته نیست و ما باید بگذاریم قانون اجرایی و عملیاتی شود. اینکه تصور می‌شود این کار خوب است یا بد است و آثار آن مثبت است یا منفی، همان اشکالی است که من یکبار گفتم که ما همه باید به قانون عمل کنیم و به دنبال اجتهاد شخصی نباشیم. اگر این اشکال حل شود و اجتهاد را برای حوزه های علمیه بگذاریم و همه در چارچوب قانون عمل کنیم و هر دستگاهی که باید مجوز صادر کند، آن مجوز باید مورد احترام باشد که قانون آن اجازه را داده است. وقتی در چارچوب قانون مجوز یک کنسرت داده می‌شود و از مردم دعوت می‌شود مردم بلیت می‌خرند و خودشان را آماده می‌کنند این گونه دخالت‌ها تضییع حقوق مردم است».

حسین نوش آبادی، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتگو با ایلنا درباره لغو غیر قانونی کنسرت هایی که از ارشاد مجوز دریافت می کنند و در آستانه اجرا به واسطه نهادینه نشدن وظایف و مسئولیت های نهادهای مختلف لغو می شوند، گفت: «متولی و مسئول اصلی حوزه فرهنگ و هنر، وزارت ارشاد است و این وزارتخانه ست که نقش حاکمیتی دارد اما بدیهی ‌ست که در برگزاری کنسرت‌های موسیقی، ارشاد نیازمند همکاری و همراهی نهادهای ذیربط است. نهادهایی چون شورای تامین، استانداری و اداره اماکن که زیر نظر نیروی انتظامی است؛ باید برای برگزاری هرچه بهتر یک کنسرت با ما همکاری کنند. ما به نیروی انتظامی به عنوان نهادی امنیتی و همچنین نهادی قضایی نیازمندیم و به آن‌ها احترام می‌گذاریم اما گاهی این سوال به وجود می‌آید که آیا آن ها مسئول لغو یا صدور مجوز هستند که باید بگویم خیر؛ به هیچ وجه آن‌ها چنین مسئولیتی ندارند. وظیفه نیروی انتظامی تامین امنیت اماکن است و مسئولیت مجوز کنسرت با آن‌ ها نیست. ما ضمن اینکه از همکاری و زحمات نیروی انتظامی بسیار ممنون هستیم، امیدواریم که همکاری‌ های خود را صمیمانه ‌تر انجام دهند تا مسائل موجب بدبینی مردم نشود. کار اجرایی اداره اماکن تنها درمورد ایجاد امنیت در فضای برگزاری کنسرت است. البته ما خوشحال می‌شویم که پیشنهادات آن‌ها را در برگزاری کنسرت‌ها دریافت می ‌کنیم. ما نیازمند نیروی انتظامی هستیم اما به واقع انتظار داریم که کارهایشان راهگشا و توام با انجام تعهد باشد. ارشاد امیدوار است که تمامی نهادهای ذیربط به وظایف خود عمل کنند. مطمئن باشید که در برگزاری یک کنسرت و صدور مجوز آن، تمامی جوانب مورد بررسی قرار می‌ گیرد و ما هیچگاه حاضر نیستیم که برای برگزاری یک کنسرت، امنیت کشور را به خطر بیاندازیم».
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، پیروز ارجمند، مدیر کل دفتر موسیقی نیز درباره لغو کنسرت ها اظهار داشت: «ما در وزارت ارشاد تمام مراحل قانونی و بررسی های فنی یک اثر را انجام می دهیم و تمام استعلامات لازم را اخذ می کنیم و بدین گونه نیست که مجوزی بدون نظر تمام مراجع ذی صلاح، شوراهای فنی و  تمام مراکز مهم صادر شود».

وی همچنین با ارسال گزارشی به دفتر وزیر فرهنگ و ارشاد درباره این روند نگران کننده توضیح داد و گفت: «فشارها روی موسیقی بسیار زیاد است. ای كاش كسانی كه نگران برگزاری كنسرت با مجوزهای رسمی و با وجود دقت ما در شئون كشور هستند، این نگرانی را در را‌ه ‌های درستتری به خرج می‌ دادند و به این نكته توجه می‌ كردند كه وزارت ارشاد، خود دقت فراوانی روی تمام موارد یك كنسرت از جمله شعر، موسیقی و غیره دارد. به نظر می‌رسد حالا بیشترین فشار روی اهالی موسیقی است؛ آن هم در حالی كه «هنر موسیقی» از بركات انقلاب ماست و در این سال‌ها خود هنرمندان موسیقی توانسته ‌اند، موسیقی ناب و اصیل را گسترش داده و مانع رواج موسیقی‌های مبتذل میان عامه‌ مردم شوند».

                                                                           

ارشاد هنگام صدور مجوز رعایت حدود شرعی را می کند

ناهماهنگی ها و تصمیماتی که یکباره ابلاغ می شوند و عدم صورت گرفتن تمام بررسی های درست یا غلط در قبال برگزاری یک کنسرت باعث شده که نه تنها مردم نسبت به این مساله بدبین شوند بلکه هر لغوی معنای اعمال سلایق شخصی را پیدا کند با این که شاید اصل ماجرا چیز دیگری باشد. به طور مثال برگزار نشدن کنسرت «وحید تاج» در رشت به علت سه روز عزای عمومی در این شهر به دلیل درگذشت آیت الله امینیان بود هر چند، ناگفته نماند که قرار بود اجرای روزهای دهم و یازدهم خرداد این خواننده به روز بیست و یکم موکول شود که در نهایت ناباوری و بدون مطرح شدن هیچ دلیل مشخصی این کنسرت نیز لغو شد!

با این حال و حتی با وجود صحبت های مسئولین ارشاد، دیگر ارگان ها و نهادها مسئولیت لغو کنسرت ها را در اکثر موارد بر عهده نمی گیرند و آن ها را متوجه دستور مقامات قضایی یا نهادهای مردمی می سازند.

با توجه به این مساله که برخی از گروه های مردمی که اقدام به لغو کنسرت ها می کنند، خود را پرچمدار دفاع از آیین های دینی می دانند، علی جنتی در پاسخ به سوال خبرنگار جماران مبنی بر دیدگاه های مخالف با اجرای موسیقی و کنسرت ها در کشور و نسبت آن ها با نظرات امام خمینی (ره) صریحتا گفت: «کسانی این نوع برخوردها را می کنند که متاسفانه بعضی از آن ها در کسوت روحانیت هستند و نه دیدگاه های امام را قبول دارند و نه دیدگاه های مقام معظم رهبری را؛ زیرا هم نظرات امام در رابطه با موسیقی کاملا روشن است و هم مقام معظم رهبری حدود 73 جلسه درس خارج فقه خود را به بحث غنا و موسیقی اختصاص داده اند و نهایتا رأی ایشان روشن است. رهبر انقلاب آن نوع موسیقی را که لهوی یا مضل عن سبیل الله باشد حرام می دانند و بقیه انواع موسیقی از نظر ایشان مشکل خاصی ندارد. ما در وزارتخانه بر اساس همین دیدگاه ها و فتوای امام و رهبری مجوز صادر می کنیم و حتی در بعضی موارد که به نظر می رسد بر اساس نظر ایشان مشکلی ندارد، ما به خاطر برخی ملاحظات تاکنون اجازه اجرا نداده ایم اما در عین حال برخی آقایان سلیقه شخصی خودشان را دنبال می کنند. ما هم با نیروی انتظامی و هم با وزیر کشور در این مورد صحبت کرده ایم و به آن ها گفته ایم چون خودمان کاملا رعایت حدود شرعی را می کنیم، مواردی که مجوز داده می شود را استانداران، فرمانداران و نیروی انتظامی باید حمایت کنند و نگذارند افرادی خودسر باعث شوند کنسرت ها لغو شوند که آن ها گفته اند از این تصمیم حمایت می کنیم. البته تاکنون در این رابطه مستقیما با قوه قضاییه صحبت نکرده ایم زیرا عمدتا خود استانداران و فرمانداران به عنوان نماینده دولت هستند که باید با دستگاه قضایی و حتی بعضی نیروهای مسلح صحبت کنند».

پیش از این نیز علی جنتی در نوبت عصر همایش ملی الگوی توسعه پایدار و در جمع استانداران در محل وزارت کشور که اسفند ماه برگزار شد، بر این اصل تاکید کرده بود. واحد مرکزی خبر در این باره گزارش می دهد که وی در این همایش با صحبت درباره لغو کنسرت ها گفت: «وقتی می گوییم فرهنگ، منظور همه اجزا و بخش‌های آن از جمله کتاب، فیلم، موسیقی و غیره است و برای شاداب سازی جامعه و استفاده از فرهنگ در توسعه پایدار نباید صرفا به استفاده از ابزارهای سنتی گذشته خلاصه شویم. متاسفانه جریان ضد هنری که به خصوص در مساله موسیقی و کنسرت ها به راه افتاده است و کارشکنی می کند، عناصری هستند که با اتکا به ارزش‌های دینی مخالفت می ورزند. ضرورت دارد توجه داشته باشیم که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان یکی از متولیان اصلی فرهنگ در جامعه وظیفه اسلامی خود می داند که در صدور مجوزهای نمایش فیلم ها، تئاتر و برگزاری کنسرت ها دقیقا به معیارهای اسلامی پایبند باشد. برخی اصولا ممکن است موسیقی را به طور کلی حرام بدانند اما باید بدانیم که اینجا حکومت اسلامی است و در راس آن ولی فقیه قرار دارد.

در بین روحانیت هیچ شخصیتی را نمی شناسیم که به اندازه مقام معظم رهبری فیلم و موسیقی بشناسد و به اندازه ایشان رمان و ادبیات بخواند. مقام معظم رهبری فقط 74 جلسه درس خارج فقه شان در مساله غنا و موسیقی بوده است، البته فتاوای سایر علما برای ما محترم است اما در عین حال ملاک عمل ما مقام معظم رهبری است. من از استانداران تقاضا می کنم با جدیت از مجوزهای صادره برای اجرای کنسرت ها حمایت کنید چون نمی شود یک برنامه ای در یک جا شرعی و در جای دیگر حرام باشد و از برگزاری آن جلوگیری شود».

                                                                     

چه کسانی بیشترین سهم را در لغو کنسرت دارند؟

مساله لغو کنسرت ها دیگر موسیقی سنتی و پاپ و راک نمی شناسد و در حال برگرفتن تمام طیف جامعه موسیقی ست. به طوری که کنسرت بنیامین بهادری نیز در شهرستان تربت جام با اعتراض جمعی از مردم بومی لغو شد.

این خواننده که با وجود تمام اتفاقات پر سر و صدای زندگی شخصی اش، از جمله درگذشت نابهنگام همسر جوانش نسیم حشمتی بر اثر سانحه رانندگی و سپس فوت ناگهانی دوست و رهبر ارکسترش نیما وارسته، همچنان سعی می کند بی حاشیه و درگیری به فعالیت هایش ادامه دهد، در رابطه با لغو کنسرتش در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «کنسرت تربت جام کنسل شد. به علت دوری مسیر تعداد مخالفان حدود ده برابر موافقان بود. دوستان برگزار کننده در حال تلاش برای برگزاری این کنسرت طی یکی دو هفته آینده در جایی خیلی نزدیکتر به قلب خراسان هستند. اگر چه در حیطه اختیارات و مسئولیت ما نبود ولی از طرف گروه بنیامین موزیک به برگزار کنندگان محترم تأکید کردیم بلیت ‌ها به همان آسانی که خریداری شده، پس داده شوند و رضایت همه عزیزانم تأمین گردد».

اختلاف نظرها و توضیحات برخی از مسئولین این فکر را قوت می بخشد که به راستی چه کسانی بیشترین سهم را در لغو کنسرت های در نقاط مختلف کشور دارند.

حجت الاسلام هادی صادقی معاون فرهنگی قوه قضاییه در گفتگو با خبرگزاری تسنیم در پایان سال گذشته، با تشریح این مساله گفت: «کشور نمی‌ تواند با تعدد نظر‌ها اداره شود. مراجع تقلید نظرشان محترم است و مقلدانشان باید به نظراتشان پایبند باشند اما قوانین کشور بر پایه نظر یک مرجع است و آن هم رهبر معظم انقلاب است. دادستان برای جلوگیری از بروز تخلف می‌تواند ورود کند، نه برای جلوگیری از اجرای کنسرت موسیقی. اصل بر این است که کنسرت موسیقی خلاف قانون نیست و کسی نمی ‌تواند از برگزاری هیچ کنسرتی جلوگیری کند. حال، ممکن است این پرسش مطرح شود که اگر در حین برگزاری کنسرت محرماتی صورت گیرد، آیا نباید از این امر جلوگیری کرد؟ من به مصداق کاری ندارم و مورد خاصی مد نظرم نیست اما اگر اختلاطی انجام شود باید جلوگیری کرد. معتقدم که این کش مکش‌ها نباید باشد و باید حل شوند. بخش‌های مختلف مانند نیروی انتظامی، دادستانی و وزارت ارشاد باید با هم همکاری کنند و اگر شرایط مساعد بود مجوز برگزاری کنسرت را بدهند و از کنسرت به طور کامل پشتیبانی کنند. وزارت ارشاد اگر می‌خواهد مجوزی را صادر کند که به نتیجه برسد و مشکلی هم پیش نیاید و جامعه هنری هم دل چرکین نشوند، لازمه‌اش این است که با ارگان‌های دیگر هماهنگ کند و از نظر امنیتی، ارزشی، اخلاقی و ابعاد دیگر مساله را بسنجد اما اگر نهادی آمد و بدون هماهنگی و بدون توجه به هشدارهای دیگر نهاد‌ها عمل کرد، شرایط چندان مساعد پیش نمی‌رود».
                                                                        

لغو به دلیل بهانه هایی که فقط . . .

با این که هنوز در فصل ابتدایی سال 94 هستیم؛ سالی که امید می رفت سال خوبی برای موسیقی باشد، تعداد زیاد کنسرت های لغو شده طی یک سال اخیر بیش از اندازه انتظار شده است که از آن جمله می توان به موارد زیر در سال 93  اشاره کرد:

ـ لغو اجرای مهر ماه «شهرام ناظری» در نیشابور

ـ لغو چندین باره کنسرت گروه «راز نو» در کاشان

ـ لغو کنسرت ششم اسفند «علیرضا قربانی» در دانشگاه آزاد گلبهار به دستور دادستان عمومی چناران که به نوعی توهین به جامعه موسیقی محسوب می شد چرا که یکی از مسئولین پس از لغو این اجرا، موسیقیدانان را «مطرب» و کنسرت‌های آن‌ها را «ولنگاری» نامید.

ـ لغو کنسرت «وحید تاج» در یزد با دخالت حدود 50 نفر که با تهدید، مسئولین را به عدم برگزاری ترغیب کردند و مانع ورود مردم به سالن شدند.

ـ لغو کنسرت علیرضا قربانی در ساری

ـ لغو کنسرت روزهای 9 و 10 اسفند «سیروان خسروی» در بوشهر با دخالت نیروی انتظامی و جالب است بدانید، مدیر اداره ارشاد بوشهر که اصرار به برگزاری این کنسرت داشتند نیز در زمان رخ دادن این اتفاقات با خاموش کردن تلفن همراهش، جوابگوی تهیه کننده کنسرت نبوده است! این کنسرت پیش از این قرار بود در ماه های دی و بهمن اجرا شود که آن ها نیز لغو شدند.

ـ لغو مجدد کنسرت اسفند ماه «علیرضا قربانی» در دانشگاه شهید بهشتی که سید حسین هاشمی، استاندار تهران، در توضیح لغو این کنسرت به خبرنگار مهر توضیح داد: «موضوع را به سرعت پیگیری کردم و نیروی انتظامی هم اطلاعی نداشت. بعد فهمیدیم مجوز برای پنجم اسفند ماه بوده اما آن ها خواسته اند 11 اسفند کنسرت را برگزار کنند و چون در این تاریخ، ایام فاطمیه بود، دانشگاه اجازه نداده است و ما هم موافق هستیم».

ـ لغو کنسرت «آرون» در شیراز که باعث شد سرپرست این گروه در یادداشتی به ایسنا بنویسد: «از ما خواسته اند لغو برنامه را با استفاده از واژه «اجرای پژوهشی» به جای کلمه «کنسرت» اطلاع بدهیم. بدین ترتیب نه تنها اجرای کنسرت در شهر مشهد ممنوع است که استفاده از این واژه نیز مجاز نیست!»

ـ لغو کنسرت «سیروان خسروی» در سنندج بخاطر گذاشتن یک عکس در صفحه شخصی خود از برج میلاد و نام بردن تهران با عنوان «شهر من»! که باعث شد کمپین تحریم توسط هموطنان کرد زبان برای ایشان به وجود بیاید که به درخواست خود خواننده و البته با بسط دادن یک تفکر شخصی عده ای، به ناچار مجبور به لغو کنسرت در شهر اجدادی اش شد.

ـ لغو کنسرت «عماد طالب زاده» که قرار بود چهارم دی ماه در اراک برگزار شود. این برنامه تمام مجوزهای لازم را داشت و حتی بلیت‌فروشی آن نیز انجام شده بود اما مسئولان انتظامی و اداره‌ اماکن اراک به تهیه‌ کننده‌ برنامه گفتند که آن ها حتی اجازه ورود به شهر اراک را هم ندارند چه برسد به اجرا!

ـ لغو کنسرت گروه موسیقی ایرانی «سپهر» در روزهای 27 و 28 مهر در هتل ارشیای شهرستان رودسر به علت مخالفت و کارشکنی‌های منتقدان

کنسرت «سالار عقیلی» در شهرستان طرقبه لغو نشد اما در میان اجرا، حریر شریعت‌زاده (همسر عقیلی) که به عنوان نوازنده در ارکستر حضور داشت مجبور به ترک صحنه از میانه اجرا شد.

همچنین اجرای گروه «عرفان» به سرپرستی محمد طیبی که قرار بود در هنرسرای «خورشید» اصفهان به روی صحنه بروند، به دلیل حضور نوازندگان زن بر روی استیج لغو شد.

این مورد، متوجه اجرای «همایون شجریان» در روزهای 25 و 26 بهمن ماه در اصفهان نیز شد و در شب دوم  به علت مداخله بعضی از عناصر کنسرت با مشکل مواجه شد. 

دیگر مساله ای که برای مدتی به عنوان دلیل لغو کنسرت ها مطرح می شد، مساله تفکیک جنسیتی در کنسرت ها بود! مساله ای که از دید بسیاری توهین به شعور و منطق مردم قلمداد می شد.

کنسرت روزهای 18 و 19 مرداد «محسن یگانه» در ارومیه به دلیل عدم رعایت طرح تفکیک جنسیتی در حالی لغو شد.

کنسرت «احسان خواجه امیری» در شهرستان نور نیز که قرار بود طی روزهای هشتم و نهم تیر ماه برگزار شوند به همین دلیل منتفی شد.

مدیر دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در گفتگو با روزنامه شرق در این باره اعلام کرد: «زیر بار طرحی که در این استان تفکیک شده و به جداسازی جنسیتی کنسرت‌ها می‌انجامد نخواهد رفت و به کنسرتی که بخواهد با چنین سیستمی برگزار شود مجوز نمی‌دهد».

همچنین به گزارش ایسنا، در نشست جشنواره مناطق آزاد، پیروز ارجمند بار دیگر با نشان دادن واکنش نسبت به این طرز تفکر گفت: «هر گونه تفکیک جنسیتی در کنسرت‌ها مورد تأیید ما نیست و در شأن مردم شریف ایران محسوب نمی‌شود زیرا ما موظفیم به ساحت خانواده‌های ایرانی احترام بگذاریم. ما معتقدیم یکی از سالم ترین محیط‌ها، سالن‌های کنسرت است. اگر قرار باشد کنسرتی با تفکیک جنسیتی برگزار شود اصلا آن کنسرت را برگزار نخواهیم کرد. اگر ما بعضی مسائل را رسانه ‌ای نمی ‌کنیم به این معنا نیست که به آن موضوع اهمیت نمی‌دهیم بلکه ما به صورت قانونی مسائل را حل خواهیم کرد. درست است که بعضی‌ها در سالن‌های کنسرت هنجارشکنی می‌کنند اما به نظر ما باید در این‌باره با فرد خاطی برخورد شود نه اینکه صورت مسئله را پاک کرد. ما با هر گونه برخورد انتظامی در سالن‌های کنسرت مخالفیم. مردم کشور ما شریف و فرهنگی هستند. خودشان مسائل را رعایت می‌کنند و باید به صورت فرهنگی با آن‌ها رفتار کرد و باز هم می‌گویم که این موضوع اصلا مورد تأیید ما نیست».

جعفر محمدی در سایت تحلیلی ـ خبری عصر ایران با اشاره به مساله لغو کنسرت ها به بهانه تفکیم جنسیتی خطاب به متولیان امر می نویسد: «آقایان مسئول! این را بفهمید که مردم، عاقل و بالغ و صاحب قدرت تشخیص هستند و نیازی نیست آن ها را صغیرانی بدانید که اگر در کنار جنس مخالف قرار بگیرند عنان اختیار از کف می دهند و بدمستی می کنند ولو آن که با همسر خود، در دو صندلی کنار هم در یک سالن کنسرت باشند. . . آقایان این قدر دنیا را به ما نخندانید!»

 

                                                                        

از تجمع اهالی موسیقی تا بیانیه خانه موسیقی

این اتفاقات باعث شد جمعی از اهالی موسیقی 17 اسفند ماه در خانه‌ موسیقی گرد هم جمع شوند و اعتراض خود را بیان کردند.

مدیرعامل خانه موسیقی در این تجمع گفت:‌ «اعضای خانه موسیقی امروز برای یک درد مشترک گردهم جمع شده‌اند تا خواسته‌های خود را بیان کنند. متأسفانه امروز مصیبت‌هایی را تجربه می‌کنیم که در 30 سال اخیر بی‌سابقه بوده است. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردیم با آغاز دولت «تدبیر و امید» موسیقی‌دان‌ها این‌گونه دچار یأس وناامیدی شوند».

البته خانه موسیقی با این توضیح که «ما خود یک نهاد صنفی هستیم و درباره‌ لغو کنسرت‌های اخیر در کشور، تشکیل جلسه خواهیم داد و به دفتر موسیقی وزارت ارشاد هم کاری نداریم» بیانیه ای را با این متن منتشر کرد:

«بار دیگر هنر شریف و هنرمندان مظلوم و متعهد این دیار بیش از پیش تحت فشار قرار گرفته و در هیاهویی مشکوک و در جنگ و جدال های سیاسی و تسویه حساب های جناحی محاصره و مسلوب الاختیار شده اند.
هنگامی که دولت یازدهم با شعار تدبیر و امید و با مشی اعتدال و عدالت گستری بر مسند قدرت نشست بارقه امید و شکوفایی در دل و دیده هنرمندان محروم و در حسرت مانده عرصه موسیقی به وجود آمد و آن زمان که رئیس جمهور محترم سخن از حقوق شهروندی به میان آورد این امید مضاعف گشته و موجی از شعف و شادی و خرسندی در بین اعضای این صنف برخاست . . . امیدی زنده شد که دیگر دوره بی قانونی، زورگویی و تحکم به هنرمندان بسر آمده و مسیر فعالیت های قانونی و سالم فراخ تر از پیش و هموارتر شده است اما دریغ و درد که دیری نپائید و دگر باره بخت هنرمندان باژگونه گشت و نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه حجم تعدی و تجاوز به حقوق شهروندی و هتک حرمت عزیزان فعال در حوزه موسیقی (به ویژه بانوان) و گسترش ممانعت ها و ممنوعیت ها چنان فزونی یافت که به جرأت می توان گفت در سه دهه گذشته تا بدین حد سابقه نداشته است.
شاید اذعان به این واقعیت تلخ ، برای سناریو نویسان مخالف سازی با دولت یازدهم خبر خوش و مسرت بخشی باشد اما اگر اینگونه است پس وظیفه دولت در این باره چیست؟ قوه حافظ عدل و عدالت (قوه قضائیه) در این باره چه موضعی دارد؟
با نظر و نگاهی گذرا به فعالیت های فرهنگی حوزه موسیقی و حواشی آن ها در شش ماهه گذشته به راحتی می توان احصا کرد که مانع تراشی و هجوم به برنامه ها و کنسرت های مختلف با توسل به دروغ و شانتاژ، ایستادگی در مقابل مجوزهای رسمی وزارت ارشاد، برهم زدن کنسرت ها حتی در حضور مسئولان و مأموران نیروهای انتظامی! شایعه پراکنی های گسترده در رسانه های همسو، انعکاس گسترده اظهارات خلاف واقع دلواپسان در خصوص موسیقی، اهانت به نوازندگان و خوانندگان و زنان هنرمند، ممانعت از اجراهای با مجوز در لحظه شروع برنامه ها، القاء دروغهای خود ساخته از جمله شایعه صدور مجوز برای تکخوانی زنان با هدف تحریک علما و مراجع تقلید همه و همه از نمونه های قابل مشاهده است و پرواضح است که اینها همه حکایت از پروژه جدید و نخ نمای گروهی از سیاسیون ناشی و بازنده انتخابات برای فشار آوردن به دولت منتخب و به منظور بهره برداری های خاص سیاسی است اما سخن و پرسش اساسی اینجاست که چرا علی رغم حمایت وزیر محترم وزارت ارشاد از موازین قانونی و مجوزهای صادره که علی القاعده منطبق بر وظایف قانونی بوده و بر اساس قانون اساسی دولت باید مدافع حقوق شهروندی و آزادی فعالیت های مشروع باشند،سکوت دیگران در مواجهه با این بی قانونی برای چیست و مهم تر اینکه چرا هنرمندان باید هزینه این جدال بی رحمانه را بپردازند؟ چرا این قشر فرهنگی که عمر و جان خود را هزینه اعتلا و سرافرازی ایران عزیز نموده اند باید به جای تشویق و حمایت، چون وسیله و ابزاری برای منکوب کردن جناحها مورد استفاده قرار گرفته و شرافت حرفه ای و هنری آنها زیر سوال برود؟
چرا باید به عینه حیثیت نیمی از جامعه فرهنگی و هنری ایران یعنی زنان و بانوان محترم و هنرمند که همواره با رعایت کلیه شئون فرهنگی و قانونی و علی رغم کمترین امکانات و با موانع متعدد و ایثارگرانه فعالیت داشته اند مورد اهانت و تحقیر قرار گرفته و با برخوردهای زشت، ضد فرهنگی مواجه شوند؟
شگفت انگیز است که بعد از سی و اندی سال که از انقلاب فرهنگی و استقرار نظام جمهوری اسلامی می گذرد هنوز اهالی فرهنگ و هنر این مرز و بوم که علی الاصول از نخبگان بی بدیل جامعه به شمار می روند در روز روشن و در مقابل چشم قانونگذاران، وکلا،  مجریان و نیروهای امنیتی و انتظامی هتک حرمت می شوند و ندایی از کسی بر نمی آید! براستی چرا؟
چرا در این معرکه و نمایش تأسف آور که به کوچکترین حقوق صنفی و اجتماعی قشر عظیمی از هنرمندان وقعی نهاده نشده و با سرنوشت آنها به راحتی بازی می شود آب از آب تکان نمی خورد و اساسا چرا هیچکس پاسخگو نیست؟
هنگامی که آمار صدها فارغ التحصیل رشته موسیقی در ده ها دانشکده دولتی، آزاد و غیره را در کنار خروجی هزاران هنرجوی آموزشگاه های مجاز و هزاران ساعت تولید و پخش موسیقی در رسانه ملی و دهها برنامه زنده و تولیدی این رسانه در زمینه موسیقی و . . . را کنار این هجمه سنگین علیه موسیقی می بینیم کاملاً سیاست دوگانه و یک بام و دو هوا مصداق پیدا می کند و دیگر نیازی به ادله دیگر برای رو کردن دست سناریو نویسان باقی نمی ماند، اما با این وجود آیا نباید تکلیف هنر موسیقی در ایران یک بار و برای همیشه روشن شود؟
خانه موسیقی به نمایندگی از هنرمندان مظلوم و صبور عرصه موسیقی قویأ از قوای سه گانه کشور و همه مسئولان، نهاد ها، نیروی انتظامی و همه ارگانهای ذی ربط می خواهد تا به وظیفه ذاتی، شرعی و قانونی خود عمل نموده و به دفاع از حقوق شهروندان و هموطنان بویژه اهالی فرهنگ برخیزند و به این خواسته بحق آنها پاسخ مسئولانه و در خور بدهند.
نهاد صنفی خانه موسیقی با بیش از 16 هزار عضو که همواره با محدودیت ها، تنگناها و بحران مشروعیت شغلی مواجه بوده و در ایام اخیر نیز با خطر ممنوعیت جدی تری مواجه شده اند،ضمن محکوم کردن سم پاشی و دخالت های برخی افراد ناآگاه در حوزه فعالیت هنر موسیقی، خواستار رسیدگی عاجل به موارد ذیل و حل و فصل مشکلات از سوی دولتمردان و مسئولان دلسوز است:

1) از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر مراکز و سازمانهایی چون صدا و سیما، حوزه هنری و غیره می خواهیم که در ارزیابی، سنجش، آموزش، انتخاب آثار و تولید و پخش موسیقی بویژه در زمینه فعالیت بانوان و پخش صدای آنها، بیانات، رهنمودها و فتاوی بنیانگذار جمهوری اسلامی و مقام معظم رهبری را به عنوان ملاک و معیار سیاستگذاری و اجرا مطمح نظر قرار دهند.
2) از وزارت ارشاد مجدانه می خواهیم نسبت به مجوزهای صادره خود مسئولیت پذیر بوده و با جدیت و اقتدار لازم از مخدوش نمودن اعتبار مجوزهای قانونی از سوی گروههای خودسر و غیرمسئول ممانعت به عمل آورده و حافظ حقوق مادی و معنوی هنرمندان باشند.
3) از تمامی نیروهای امنیتی و انتظامی انتظار داریم پاسدار بحق حقوق شهروندی بوده و به عنوان نیروهای معتقد و متعهد به نظام جمهوری اسلامی در اجرای قوانین جاری به وظیفه خود عمل نمایند.
4) از قوه قضائیه و تمامی نیروها و ضابطان قضایی سراسر کشور قویأ می خواهیم با اخلالگران نظم عمومی و ناقضان قوانین که در مقابل مجوزهای رسمی گردنکشی نموده و مانع اجرای برنامه های فرهنگی می شوند برخورد مقتضی کنند.
5)  در پایان لازم به تاکید است از آنجا که هنر موسیقی همچون دیگر علوم نظری و تجربی یک تخصص محرز بوده و برپایه اصول علمی بنا شده است؛ تشخیص و تمیز راستی و کژی آن بدون شک با متخصصان و استادان مربوطه است و خانه موسیقی اعتقاد دارد تمیز و تفکیک موسیقی سالم و علمی از موسیقی غیر سالم تنها بر عهده متخصصان و استادان صاحب نظر این رشته است و از همه سازمانهایی که به عنوان منابع و مبادی انتشار آثار نقش دارند انتظار می رود در سیاستگذاری و جریان سازی حوزه موسیقی از متخصصان صاحب صلاحیت بهره مند شوند.
                                                          

 حرف پایانی

گفتنی ست، حتی با وجود این که ارکستر سمفونیک بار دیگر کار خود را آغاز کرد، کیتارو و عالیم قاسم‌اف خاطره اجراهای خوبی را در ایران رقم زدند و رسانه ملی کمی مهربان تر از گذشته با موسیقی برخورد می کند اما در کل طی سال گذشته تا به امروز حلقه نفس کشیدن برای اهالی موسیقی تنگ تر شده است. در کنار لغو کنسرت ها، ممنوعیت تدریس موسیقی در فرهنگسراهای تهران که با نظر حجت الاسلام شهاب مرادی که آن روزها مدیر سازمان فرهنگی ـ هنری تهران بود انجام شد و پیش از این نیز مساله تفکیک جنسی مدرس و هنرآموز مطرح شده بود که اسباب دلخوری را به وجود آورد و تصویری شبیه تکفیک جنسیتی در کنسرت ها را تداعی کرد. 

در پایان باید گفت، موسیقی ایران سال هاست مسیر خود را با وجود تمام موانع و دشواری ها طی کرده و بی شک، از این پس نیز اهالی موسیقی چون گذشته حتی با تمام دلخوری و سختگیری ها به راه خود ادامه می دهند تا شاید روزی ورق به نفع این هنر که زبان احساس تمام مردم دنیاست، برگردد.     

منبع : اختصاصی نوای فارس
به اشتراک بگذارید :
برچسب ها


عضویت : telegram.me/joinchat/AzEeHDus0u0ht5Y_Qi2E0Q