۱۴۰۳ اول ارديبهشت - 11:06 ب.ظ

آسیب شناسی ترانه امروزبه کجا چنین شتابان...

به کجا چنین شتابان...
نوای فارس-علیرضا برنجی: بعد از سال ها سکوت زمانی که موسیقی پاپ دوباره جان گرفت، نسل اول خوانندگان و آهنگسازان و ترانه سرایان بعد از یک وقفه بیست ساله شروع به فعالیت کردند . در ابتدا تعداد آثار تولید شده محدود بود و البته تعداد تولید کنندگان ! ترانه سرایانی که آن روزها فعال بودند و یک دهه اول موسیقی پاپ بیشتر ساخته هایشان به اجرا می رسید از تعداد انگشتان یک دست بیشتر نبود. ترانه سرایانی که پیش از آن شاعر بودند و به واسطه نیازآن روزها به ترانه کوچ کرده بودند و به حق هم آثار قابل توجهی در آن دهه تولید شد که ماندگار شدند ...
آن روزها گذشت ، ترانه جان گرفت! کانون ها و جلسات متعددی برگزار شد و بحث های مداوم پیرامون قوانین نانوشته ترانه و ریشه های آن در ادبیات کهن ، تعداد علاقه مندان روز به روز بیشتر شد و نسلی جوان پا به عرصه گذاشت و از دل جلسات چندین ترانه سرای خوب شروع به فعالیت کردند در این مسیر با ورود اینترنت و امکان ارایه آثار به شکل های گوناگون میزان تولید مارکت موسیقی بیشتر شد و با توجه به نبود سازو کار مناسب، بسیاری بدون دانش به سمت ترانه و ترانه سرایی هجوم آوردند به طوری که این روزها همه به نوعی ترانه سرا به حساب می آیند!
نسبت کمیّت به کیفیت پیشی گرفت و امروز به طور میانگین روزانه 50 تا 100 اثر در ژانر پاپ ساخته شده و روانه بازار می شود. همچنان نام های شناخته شده و فعال جامعه ترانه سرایی ما بیش از انگشتان دو دست نیستند وسهمی که در تولید دارند تنها 20 تا 30 در صد است ! و باقی تنها کارورزانی مبتدی و کم سواد هستند که این روزها بازار را دردست گرفته اند ترانه هایی که حتی از یک ساختار سالم هم برخوردار نیستند و شاید باید نامی دیگر برایشان در نظر گرفت چیزی مانند کلام ! حضور این نسل بدون شناخت ادبیات کلاسیک با ادعای نیاز نداشتن ترانه به پشتوانه ادبی جریان غالب این روزهای موسیقی است و در هرگوشه ای به امید کسب نان و نام مشغول فعالیت هستند.
و این در حالی ست که تولید آثار استاندارد ومورد قبول همچنان به میزان مشخصی است و تعداد این عزیزان و فعالان عرصه ترانه سرایی چیزی حدود سه تا چهار برابر نیاز بازار ودر نتیجه افت کیفی ترانه در آثار منتشر شده فراوانی که روزانه می شنویم به شدت قابل لمس است . در این میان چنین چیزی نتایج مخربی هم داشته و دارد. به عنوان نمونه می توان به شکل کارکرد این عزیزان در مواجه با آهنگساز و خواننده اشاره کرد که به شان و منزلت ترانه سرایان لطمه وارد کرده و کار تاجایی پیش رفته که بسیاری از ترانه سرایان صاحب نام ترجیح داده اند یا کار نکنند یا کمتر میل به انجام کاری داشته باشند و هرقدر ترانه سرایان توانای ما سعی در آگاهی دادن دارند و هرکدام به نوعی با برگزاری کارگاه های جداگانه سعی در آموزش علاقه مندان می کنند، همچنان در اقلیت به سر می بریم.
مصرفی شدن موسیقی و ترانه ، صنعت و شهرت همه و همه دست به دست هم داده اند تا با موجی رو به رو باشیم که تلاش و زحمت و استعداد سعی دارند یک شبه ره صد ساله را طی کنند بدون اندوخته وپشتوانه مناسب و البته به همان میزان حضور نابلد ها به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده و خواننده به ادامه این چرخه معیوب کمک کرده و می کند .
نداشتن شناخت کافی و قدرت تشخیص باعث شده تا تفاوت بین یک ترانه خوب و کلامی تهی بدون رعایت ساختار سالم را نداشته ودر نتیجه با حذف مناسبات کاری درست و اصولی کلام به ترانه ای خوب و سالم ترجیح داده می شود. این در حالی است که ترانه های بسیار خوبی نوشته می شوند که همچنان در دفتر ترانه سراها می مانند و به اجرا نمی رسند .در مقابل گروه نابلد همچنان به سری دوزی کارهای ضعیف و کلیشه های نخ نما شده ادامه می دهد و جامعه ترانه سرایی هیچ ساز و کار مناسبی برای کنترل و هدایت این جریان به سمت مسیر درست در اختیار ندارد وهمچنان به تکرار گاه و بی گاه جمله ای بسنده می کنیم ، حال ترانه این روزها خوب نیست.منبع : اختصاصی نوای فارس
به اشتراک بگذارید :


عضویت : telegram.me/joinchat/AzEeHDus0u0ht5Y_Qi2E0Q